الملا فتح الله الكاشاني
116
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
* ( يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ ) * صرف ميكنند مالهاى خود را * ( فِي سَبِيلِ اللَّه ) * در راه خدا بر غازيان و مجاهدان و يا در همهء ابواب البر كه راه خدايست و اين قول اكثر است و منقول از ابى عبد اللَّه ( ع ) و بر هر تقدير نفقه كردن اين منفقان * ( كَمَثَلِ حَبَّةٍ ) * همچون مثل دانه ايست و ميتواند بود كه مثل حبة در تقدير مثل باذر حبة بخذف مضاف باشد و مثل الذين بر اصل معنى خود باشد بدون تقدير مضاف كه آن مثل ( انفاق والدين ) است كه مترجم شد و معنى اينكه مثل كسانى كه در راه خدا انفاق ميكنند مثل افكنندهء دانه ايست در زير زمين طيب كه آن دانه * ( أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ ) * بروياند هفت خوشه را به اين نوع كه هفت شعبه از اصل آن منشعب گردد و بر هر شعبهء خوشهء بود * ( فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ ) * در هر خوشهء از آن * ( مِائَةُ حَبَّةٍ ) * صد دانه كه يكى را هفتصد حاصل آمده باشد اسناد انبات بحبه به جهت آنست كه حبه از اسبابست مانند اسناد انبات بارض و ماء و منبت فى الحقيقه حق سبحانه است و اين تمثيل است و مقتضى وقوع آن نيست مانند تمثيل شيء بانبات اغوال و رؤس شياطين و مع ذلك گاهست كه اين صورت در ذرة و دخن واقع مىشود و در حنطه نيز در زمين غله خيز * ( وَاللَّه يُضاعِفُ ) * و خدا زياده ميگرداند اين مضاعفه را كه هفتصد است بهفت هزار يا بيشتر * ( لِمَنْ يَشاءُ ) * براى هر كه خواهد از منفقان بفضل خود بر حسب حال منفق از اخلاص و تعب او و به جهت اينست تفاوت اعمال در مقادير ثواب * ( وَاللَّه واسِعٌ ) * و خدا بسيار بخشش است كه يكى را هفتصد و زياده ميدهد و تنگ نميشود بر او آنچه تفضل مينمايد آن را * ( عَلِيمٌ ) * دانا است بنيات منفقان و قدر انفاق ايشان غرض از اين تمثيل تصوير ( اضعافست ) و ترغيب متصدقان كه چون نظر باجر ميكنند كه يكى را هفتصد است پيوسته بتصدق اشتغال نمايند و نعم ما قيل : آنكه بشارت بخودت ميدهد دانه يكى هفتصدت ميدهد دانه بانبازى شيطان مكار تازيكى هفتصدت آرد ببار و بدانكه حقتعالى در آيهء مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَه عَشْرُ أَمْثالِها يكى را ده وعده داده و در اين آيه يكى را هفتصد و بيشتر و در قرض باضعاف مضاعفه و از ضحاك منقولست كه در دنيا يكى را ده و هفتصد عوض دهد و در آخرت يكى را دو هزار و در خبر آمده كه روزى امير المؤمنين ( ع ) در حجره فاطمه ( ع ) رفت او را يافت كه حسن و حسين ( ع ) را ميخوابانيد و ايشان از گرسنگى نميخوابيدند و فاطمه ( ع ) فرمود كه يا بن عم رسول اللَّه اينها به جهت گرسنگى نميخسبند چه سه روز است كه اينها طعام نخورده اند امير المؤمنين ( ع ) از خانه بيرون آمد و نزد عبد الرحمن عوف رفته گفت يك دينار به من قرض ده وى